ساعت :  11:36 GMT  /  تهران -  15:06
مدیریت ریسک چیست
ریسک چیست

ریسک عدم قطعیتی نامطلوب است به این علت که نمی‌توانیم آن را از بین ببریم. بنابراین در ازای دریافت مبلغی حاضر به تحمل آن هستیم حال آنکه برای دوری از آن باید مبلغی پرداخت کنیم.

مدیریت ریسک

مدیریت ریسک به ریسک ها و فرصت های تاثیر گذار بر خلق یا حفظ ارزش می پردازد. پیش فرض اصلی مدیریت ریسک این است که دلیل وجودی هر واحد اقتصادی ایجاد ارزش برای ذینفعان خود می باشد. همه شرکت ها با عدم قطعیت رو به رو هستند. عدم قطعیت ناشی از عدم توانایی تعیین ارتباطاتی است که بین رویداد های مختلف و اثرات مربوط به آنها به وقوع خواهد پیوست. یکی از چالش های مدیریت این است که چه مقدار از عدم قطعیت را بپذیرد به طوری که ارزش ذینفعان رشد یابد. در واقع مدیریت ریسک فرآیندی است که توسط هیئت مدیره، مدیریت و سایر کارکنان یک واحد اقتصادی محقق می شود، در فرآیند راهبرد گذاری و در کل بنگاه بسته می شود، برای شناسایی رویدادهای بالقوه ای که ممکن است بر واحد اقتصادی تاثیر بگذارند، طراحی شده است و ریسک را با توجه به اشتهای ریسک واحد اقتصادی مدیریت می کند تا اطمینان معقولی در رابطه با دستیابی به اهداف واحد اقتصادی بدست دهد. برای مثال، فرض کنید در یک واحد تجاری یک راهبرد بیانگر تحصیل سایر شرکت ها به منظور بالا بردن سهم بازار واحد تجاری باشد. راهبرد دیگر می تواند با هدف کاهش هزینه ها جهت دستیابی به سود بالاتر باشد. هریک از این راهبردها دربرگیرنده حدی از ریسک مربوط به خود است. برای راهبرد اول، بالا بردن سهم شرکت می تواند در بازارهای ناشناخته انجام گیرد و ممکن است رقبا توانایی بیشتری در کسب سهم بازار داشته باشند.
به طور کلی فنون مدیریت ریسک در این سطح به منظور کمک به مدیریت در ارزیابی و انتخاب راهبرد واحد تجاری و اهداف مربوطه به کار می رود.
                                           

مدیریت ریسک عبارت است از:
-     فرآیندی پیوسته و در جریان سرتا سر یک واحد اقتصادی است.
-     توسط کارکنان در تمامی سطوح سازمان اجرا می شود.
-     در فرآیند راهبردگذاری به کار بسته می شود.
-     در تمامی سطوح و واحدها به کار بسته می شود و دربرگیرنده نگاه پرتفویی به ریسک سطح شرکت است.
-     به منظور شناسایی رویدادهای بالقوه، که اگر رخ دهند بر واحد اقتصادی تاثیر می گذارند.
-      این قابلیت را دارد که به مدیریت و هیئت مدیره واحد اقتصادی اطمینان معقولی بدهد.

اجزای مدیریت ریسک

مدیریت ریسک شامل 8 جز به هم مرتبط است که در این فصل به شرح آن می پردازیم. این اجزا عبارتند از:
1)محیط داخلی: محیط داخلی دربرگیرنده فضای یک سازمان است و بنایی را برای نحوه نگرش در پرداختن به ریسک توسط کارکنان یک واحد اقتصادی را رقم می زند. شامل فلسفه مدیریت ریسک، اشتهای ریسک، درستکاری، ارزش های اخلاقی و محیطی است که کارکنان در آن فعالیت می کنند.
2)هدف گذاری: اهداف باید پیش از زمانی وجود داشته باشند که مدیریت، رویدادهای بالقوه موثر بر دستیابی به آنها را شناسایی می کند. مدیریت ریسک اطمینان می دهد که مدیریت اهدافی را برمی گزیند که با رسالت واحد اقتصادی همسو و آن را پشتیبانی می کند و با اشتهای ریسک سازگارند.
3)شناسایی رویدادها: رویدادهای داخلی و خارجی که رویدادهای بالقوه موثر برای دستیابی به اهداف یک واحد اقتصادی هستند باید شناسایی شوند و به ریسک ها و فرصت ها تفکیک شوند.
4)ارزیابی ریسک: ریسک ها با توجه به احتمال و میزان تاثیرگذاریشان، به عنوان مبنایی برای تعیین چگونگی مدیریت آنها تحلیل می شوند.
5)واکنش به ریسک: مدیریت، واکنش های نسبت به ریسک(شامل اجتناب، پذیرش، کاهش یا توزیع) با شرح و بسط مجموعه ای ازکنش ها برای همسو کردن ریسک ها با تحمل ریسک و اشتهای ریسک واحد اقتصادی برمی گزیند.
6)اقدامات کنترلی:خط مشی ها و اقداماتی که وضع و اجرا می شوند تا به کمک آنها اطمینان حاصل شود که واکنش به ریسک با اثربخشی انجام می شود.
7)اطلاعات و ارتباطات:  اطلاعات مربوط باید در قالب و چارچوب زمانی شناسایی، گردآوری و ابلاغ شوند تا کارکنان را در ادای مسئولیت هایشان توانا سازد. اطلاعات در تمام سطوح واحد تجاری مورد نیاز است.
8)پایشگری: کلیت مدیریت ریسک باید پایشگری شود و در صورت ضرورت تعدیل شود، بدین ترتیب مدیریت ریسک می تواند به صورت پویا متناسب با شرایط تغییر نماید و الزاما دو واحد اقتصادی، مدیریت ریسک مشابهی نخواهند داشت.
مدیریت ریسک فرآیندی چند جهتی و تکرارپذیر است که در آن هر جز می تواند بر جز دیگر تاثیر بگذارد.
                                      

*مدیریت ریسک دربرگیرنده موارد زیر است:

·      همسو کردن اشتهای ریسک و راهبردها:
در گام نخست، اشتهای ریسک واحد اقتصادی را مورد توجه قرار میدهد سپس راهبرد انتخاب شده و مکانیسم های ارائه شده برای مدیریت ریسک های مربوطه ارائه میشود. برای مثال اشتهای ریسک یک شرکت دارویی نسبت به اعتبار علامت تجاری آن پایین است. لذا برای حفظ اعتبار علامت تجاری خود، این شرکت قراردادهایی را امضا میکنند تا از سلامت محصولات خود اطمینان حاصل نماید و به طور منظم منابع زیادی را در زمینه تحقیق سرمایه گذاری میکند.
·      افزایش تصمیمات واکنش به ریسک: مدیریت ریسک نظم و انضباط لازم را برای شناسایی و گزینش واکنش به ریسک فراهم آورد. .برای مثال، مدیریت یک شرکت حمل و نقل ریسک های اصلی را که در فرآیند تحویل دارد را شناسایی میکند. گزینه های موجود شامل کاهش ریسک از طریق استخدام کردن رانندگان جدید و برگزاری دوره های آموزشی، قراردادهای بیمه ای و...میباشد.
·      کاهش زیان های عملیاتی:
واحد های اقتصادی به توانمندی برای شناسایی رویداد های بالقوه، تعیین واکنش ها به منظور کاهش زیان ها دست میابد. برای مثال، یک شرکت بخش های تولیدی را بررسی میکند، خرابی و توقف تجهیزات را برآورد میکند. هزینه ها شامل زمان لازم جهت تعمیرات، عدم تامین به موقع نیاز مشتریان، ایمنی کارکنان و....است.
·      شناسایی و مدیریت ریسک های چند جانبه و میان بنگاهی:
هر بنگاهی با هرمی از ریسک های تاثیر گذار بر بخش های مختلف سازمان روبه رو است و مدیریت ریسک، واکنش های یکپارچه به ریسک های چند جانبه را آسان میکند. برای مثال، یک بانک در جریان فعالیت های تجاری خود با انواع ریسک ها روبه رو میشود. لذا مدیریت بانک تلاش میکند تا با ایجاد و به کارگیری یک سیستم اطلاعاتی جامع که دربرگیرنده اطلاعات سیستم های داخلی و خارجی میباشد، چشم انداز جامعی از ریسک های تجاری موجود داشته باشد. این سیستم به بانک کمک میکند تا به نحو موثرتری نسبت به ریسک ها واکنش نشان دهد.
·      ربودن فرصت ها:
با بررسی دامنه کاملی از رویداد های بالقوه، مدیریت در موقعیت شناسایی و بازشناسی فرصت ها قرار میگیرد. برای مثال، در یک شرکت مواد غذایی، رویدادهایی که هدف رشد و درآمد واحد تجاری را تحت تاثیر قرار میدهد باید مورد توجه قرار گیرد. در ارزیابی رویدادها مدیریت شرکت متوجه میشود که مشتریان اصلی شرکت به طور فزاینده ای به مسائل بهداشت و سلامت گرایش پیدا کرده اند. چنین رویدادی میتواند باعث کاهش تقاضا شود. به منظور تعیین واکنش، مدیریت راهکارهایی را شناسایی میکند که با توجه به ظرفیت های موجود، محصولات جدیدی را تولید کند و این شرکت را قادر میسازد تنها وابسته به مشتریان فعلی خود نباشد و درآمد بیشتری را از محل مشتریان جدید کسب کند.
·      بهبود در به کارگیری سرمایه:
بدست آوردن اطلاعات ریسک های اصلی به مدیریت اجازه میدهد با اثر بخشی نیازهای کلی، سرمایه را ارزیابی کند و تخصیص سرمایه را بهبود بخشد.
این توانمندی ها یا قابلیت ها که در ذات مدیریت ریسک وجود دارد، به مدیریت کمک میکند تا به اهداف و سودآوری واحد اقتصادی دست یابد. مدیریت ریسک کمک میکند تا از گزارشگری و رعایت قوانین و مقررات به صورت اثربخش اطمینان حاصل شود و به یک واحد اقتصادی کمک میکند تا به جایی برسد که میخواهد برود و از خطرهای بین راه اجتناب کند.

برای دریافت کامل مطلب  اینجا  را کلیک کنید.
 
مولف: سیده شهرزاد فتاح زاده
 
   1396/1/29 15:22

تعداد بازدید : 167
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
Share  
کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به شرکت تامین ماشین آلات صنعتی پیام می باشد طراحی شده با داده ورزان